پایان پیام
این انجمن در نظر دارد تا با جمع آوری اشعار شاعران بندر امام و ماهشهر که تا کنون موفق به چاپ آثار خود نشده اند، اشعار برگزیده را در یک کتاب واحد تحت عنوان «خورهای احساس» به چاپ برساند.
شرایط:
- شاعران باید فاقد کتاب شعر بوده و ساکن شهرهای ماهشهر، بندر امام ، یا شهرک های اطراف باشند.
- ارسال 15 عنوان شعر (در هر قالب و سبک)
- ارسال بیوگرافی مختصر
- داشتن حداقل 15 سال سن
- ارسال یک قطعه عکس
داوطلبان عزیز می توانند آثار خود را به یکی از روش های زیر ارسال نمایند.
1- به صورت گذاشتن کامنت در وبلاگ انجمن ادبی کار (www.anjomanekar.blogfa.co )
2- ارسال به ایمیل zo.shariat@yahoo.com
مهلت ارسال آثار تا پایان فروردین ماه 1392 می باشد.
آثاری انتخاب می شوند که از نظر فرم و محتوا قابلیت انتشار را داشته باشند.
در صورت داشتن هر گونه سوال شماره تلفن خود را بصورت کامنت خصوصی درج نمایید.
نشست های نقد و بررسی کانون ادبی کتابخانه های عمومی بندر امام خمینی، از بهمن ماه سال جاری از سر گرفته می شود.پایان پیام
با وجودی که شاعر سال ها دور از وطن زندگی کرده، سلامت زبان که ویژگی دیگر اشعار شاعر نیز هست، در این شعرها نمود دارد.
ماهشهر:مجموعه شعر «زخم عتیق مه»، گزیده ای از اشعار ۵ کتاب «پرویز حسینی» به نام های: شعله گیاه، آواز قو، اندوه منتشر، با صدای باران مرا به یاد بیاور، و نشان به نشانِ طپش های دلت می باشد.از آنجا که این کتاب چکیده ی اشعاری است که شاعر در طی ۴ دهه سروده، می توان با خوانش آن، سبک و سیاقی که شاعر در این سالها از آنِ خود کرده را دریافت و همچنین جهانبینی خاصی را که منجر به سرایش برخی از اشعار شده است را دریافت.
به گزارش ایلنا از ماهشهر،عصمت حسینی، نویسنده و کارشناس ادبیات گفت: نخستین عنصری که در این اشعار به چشم می آید، زبان ساده با واژه های آشنا و ملموس است، هر چند در برخی اشعار، روح باستان گرایی با استفاده از واژه هایی که این تفکر را ایجاد می کند نمایان است، اما وجه غالب در بیشتر اشعار، همان زبان امروزی، قابل فهم و ساده است که با استفاده از هنجار شکنی ها، تشبیهات، ترکیبات و در نهایت ایجاد تصاویر تازه، شعرهایی زیبا را خلق کرده است. روانی کلام و ایجاد ارتباط خوب با مخاطب، به گونه ای است که گویی شاعری که ۲۰ کتاب شعر، داستان، ترجمه و نقد را در کارنامه ی خود دارد، هرگز با اشعاری با بازی های گیج کننده ی زبانی روبرو نبوده که به این وسوسه دچار نشده و اینچنین به دور از تظاهرات فضل فروشانه، خود را به اینگونه شاعر نمایی ها نیالوده است. در انبوه شعرهایی با نحوهای به هم ریخته و تصاویر بریده بریده و نا مفهوم که هر روز فاصله ی خود را با مخاطب بیشتر می کنند سخت است به زبان مخاطب و در عین حال شاعرانه سخن گفتن، این جز از احترام به مخاطب و همدلانه سخن گفتن با او برنمی خیزد.
این نویسنده اضافه کرد: عنصر دیگری که در تعداد زیادی از اشعار باعث تقویت و تأثیر بیشتر کلام شده است، وجود پارادوکس است.
۱- (گُلی تاریک… در دهانت شکفته است ص ۵) گُل و شکفتن با نور همراه است، اما در کنار تاریکی، فضای غم انگیزِ شعر را قوت بخشیده.
۲- (دختران سپیده دم… بر دامن شب،… گل ستاره می بافند ص ۵)،(دختران سحر… گونه و گیسو… به خون گریه… می آرایند.ص ۵)
دومین شعر این مجموعه با نام فرودگاه(از مجموعه شعر گیاه) را می توان نمادی از زندگیِ دو روزه دانست، همان سرای سپنج. اگر در گذشته، دنیای فانی به مهمانسرایی تشبیه می شد برای توقف دو سه روزه ای، امروزه فرودگاه می تواند تمثیل خوبی باشد برای جهانی که همه مسافرهای آنیم، با چمدان هایی از اندوخته ها، بعضی در خواب بر نیمکتی و بعضی در تکاپو.
وی گفت: شعر زمستانه از مجموعه ی (شعله ی گیاه) تصاویری تازه در وصف زمستان دارد که نیازی به توضیح بیشتر نیست. در شعر خاموش از مجموعه شعر (آواز قو) سراینده به گونه ای داستانی به خود نوید بیداری می دهد، گویی هیچ امیدی به دنیای بهتر نیست و این خود شاعر است که باید در زیبا کردن جهان نقشی داشته باشد.«… تا مگر نقره ای گمشده از پیشانی ماه بیابم.)
با توجه به شعر بالا و شعر ماه و بوسه از مجموعه ی (آواز قو)، ماه در اشعار حسینی می تواند نقش های متفاوتی در نماد پردازی داشته باشد.
«انگشتانت
بوی ماه
می دهد
مگر چقدر
در شباشب ایوان تنهایی
در دره های فاصله
انگشت هایت
طلب بوسه کرده اند؟»ص ۲۷
در یکی می تواند مانند خورشید روشنی بخش شود و در دیگری نماد اندوه و تاریکی است. نقش های متفاوت یک واژه در شعرهای مختلف. می شود گفت «پرویز حسینی» حتی از شعر خود نیز آشنازدایی کرده است.
عصمت حسینی افزود: زیبایی اشعار به سبب به کارگیری بجا و دور از تصنع شاعر از عناصری است که به شعر، شعریت لازم را بخشیده، از جمله تشخیص «جاندار انگاری» و تشبیه پنهان که در اغلب شعرها، ستون شعر را محکم کرده است. شگردهای دیگر نیز عبارتند از:
تناقض، «تا چند… چهره به پرده گریه… پنهان کنم». اگر پرده در این شعر به نقاب تعبیر شود، پس چهره ای که زیرِ پرده ی گریه پنهان می شود باید بسیار اندوهگین تر باشد.
ضرب آهنگ شعرها، شعرها با توجه به موضوع، ضرب آهنگ خاص خود را دارند. برای مثال در شعر «من هنوز ایستاده ام» از مجموعه ی «با صدای باران مرا به یاد بیاور» که فضا سنگین است، ضرب آهنگِ کُندِ جملات، با این فضا هماهنگی دارد و یا در شعر «غزلواره میهن» از همین مجموعه، جملات کوتاه و سبک اند مانند جملاتی کودکانه، وقتی شاعر میهن را بسان مادری به تصویر می کشد و می خواهد کودکانه سر بر دامانش بگذارد.
ایجاد موسیقی در شعرها، بیشتر به دوش واج آرایی است «با باری از خاطره های سنگین… کارون صبور می رفت» تکرار حرف «ر» در عین حال که موسیقی را از حیث شنیداری زیبا کرده، با روان بودن و جاری بودن نیز تناسب داشته و رود و روان بودن را القا می کند. و یا این شعر «از اهالی پرسه و گیسو… باز پرس… نذر و نماز و زخم چگونه است» که تکرار حرف «س» و «ز» را می بینیم.
عصمت حسینی اضافه کرد: شعرهای پایانی کتاب در غربت سروده شده اند، با وجودی که شاعر سال ها دور از وطن زندگی کرده، سلامت زبان که ویژگی دیگر اشعار شاعر نیز هست، در این شعرها نمود دارد. نه از واژه های بیگانه در این اشعار خبری هست و نه تفاوتی میان نحو این شعرها و دیگر شعرهای شاعر می توان یافت. غم غربت و نوستالوژی موجود در این اشعار را واژه ها و عباراتی که یادآور گذشته اند، برجسته می کنند، «عکس – آلبوم – های هایِ گریه – پشت گریه های کودکی – خاطره – گمشده و…» گاهی حس می شود که این دلتنگی، شاعر را وادار کرده که به عمد از خودمانی ترین واگویه ها استفاده کند، «با آب های مدیترانه سخن گفتم… ای دل… ای دل… ای دل».
«نماز زخم» ایهام زیبایی در پایان دارد، «بسیار پیش از این… گلوی عشقی را بوسیده ام… که عطر دوشیزه زیبای مرگ… با خود دارد»ص ۱۲٫ ۱- عشقی که پایانش مرگ است ۲- مرگ دوست داشتنی است و نشان عشق و رهایی دارد.
این نویسنده ی جنوبی اضافه کرد: در شعر «کارون» با سوال بی جوابی روبرو هستیم، سوالی که پاسخش را از خود شعر نمی توان گرفت، «آنک… شیون… هزار قربانی را… یک پارو نبود… ستاره های صبور… برهنه به آب می زدند»ص ۴۳٫ هزار قربانی چیست؟ آیا چیزی است در شعر که برای رسیدن به آن باید به کنکاش بیشتر شعر پرداخت یا هر چه هست، زیرا شاعر، گویی از پس گذشته های دور حرف می زند و هشدار می دهد. کتیبه ها نمایانگر تجربه اند، تجربه هایی که نسل به نسل به شاعر رسیده، (بی ثباتی زندگی، دل نبستن به دنیا، توجه به مرگ و غافل نبودن از آن در عین حال که وحشت آور نیست). (مرگ دیگر آن هیولایی نیست که همه را به کام خود می کشد، بلکه بانویی است رقصنده که در هر چرخش، کسی به دامانش می نشیند.) کتیبه ها حرف های قرن هاست برای عبرت، گویی همه ی ما رسالت داریم که تجربه ی خود را برای آیندگان بگذاریم و به آنها برای زندگی بهتری هشدار دهیم، اما غافلیم که هر کس به تجربه ی خود دل بسته است.
عصمت حسینی در پایان افزود: سخن بسیار است، اما به یک نکته ی دیگر بسنده می کنم و آن قابلیت به تصویر در آوردن برخی اشعار است. شاعر چنان یک مسأله ی ذهنی را عینیت بخشیده که به زیبایی می توان آن را بر بومی نقاشی کرد، شاید بتوان آنها را تابلو شعر یا بوم شعر نامید تا وجه تمایزی باشد بین این اشعار و دیگر شعرهای «پرویز حسینی»، از جمله:
«قرص نانی
بر پهنه ی سپهر
گداخته می شود.»ص ۲۲
*
«مه
روبنده مه
از چهره بر نمی گیرد.»ص ۲۲
*
«عشق سکه ی سیمینی است
فرو افتاده
از جیب مرگ.»ص ۲۲
*
«در سینه ام
گُلی افسرده هنوز
خواب سوسن های سوخته می بیند.»ص ۲۳
البته بیشتر هایکوهای این مجموعه، این ویژگی را دارند و این نشان می دهد که شاعر در بلند و یا کوتاه کردن اشعار، پیمانه ها را خوب انتخاب کرده و شعری نیست که بشود گفت که در بلند یا کوتاه بودن زیباتر می شدند.
در مجموعه ی «زخم عتیق مه» با توجه به محدودیت صفحات، امکان استفاده از اشعار بیشتری وجود نداشته و اگر این امکان وجود داشت، به یقین می شد شعرهای زیبای بیشتری را از مجموعه های قبلی شاعر در آن گنجاند.
لازم به یادآوری است که مجموعه شعر «زخم عتیق مِه» اثر «پرویز حسینی»، شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد جنوبی است که توسط نشر کلام و در راستای انتشار شعر معاصر خوزستان تحت عنوان «کتاب پل» در تیراژ ۱۲۰۰ نسخه و ۶۴ صفحه انتشار یافته است.
![]()

